ذبيح الله صفا
938
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
صاين در دورهء ارپاگاون و طغا تيمور خان صورت گرفته اشتباهست و تنها سخن تقى الدّين كاشانى است كه از ميان اقوال قدما حدس ما را تأييد مىكند و چون شرحى كه تقى الدّين در خلاصة الاشعار دربارهء ركن صاين ، ذيل اين عنوان « مولانا ركن الدّين هروى » آورده ، حاوى نكات مهمى دربارهء نسب و نژاد و ابتداى كار اين شاعرست ، عينا نقل مىشود . وى گويد : « مولانا ركن الدّين هروى از اصيلزادگان دار السلطنهء هراتست و نسب عالى حسبش بامير حسين نام شخصى منتهى مىشود كه از اكابر آن ديار بوده و از جملهء آن هفده تنست ، يا چهل كس على اختلاف الروايتين ، كه در قتل عام چنگيز در بلدهء هرات باقى ماندند و به غير از آن چند كس كه در آن واقعهء هايله جان بردهاند از مردم هرات كسى ديگر نمانده و لهذا ارباب سير و اصحاب خبر در طعن و قدح هرويان مىگويند كه ايشان را اصالت نسب نيست زيرا كه بعد از آن قتل عام قريب بهفت سال كه ديّارى در آنجا نبود آخر الامر غلامى چند ساكن آنجا گشتند و از ايشان اولاد بسيار بهم رسيده و الحال بيشترين مردم آن ولايت از نسل آن طايفهاند مگر آن جماعت بقيّة السّيف كه يكى از آنها امير مذكورست و ازينجهتست كه مولانا مشار اليه در اشعار تخلّص ركن حسينى مىكند ( ؟ ) و اظهار اصالت نسب و پاكى طينت خود مىنمايد ، و الحق شرف ذات را با عالم صفات كمال جمع ساخته و در ميان شعرا و فضلاى آن زمان بسبب كسب استعداد ظاهرى و باطنى علم تفرّد و يگانگى برافراخته . . . . در بلاغت بىنظير زمان و در فصاحت فريد دوران بوده و در اقسام شعر از قصيده و غزل و قطعه و رباعى شروع نموده و در طرز قصيده ممتازست و در آن شيوه از تعريف و توصيف بىنياز ، در شناختن و امتياز شعر مسلّم آن زمانست و در سلاست شعر و روانى سخن انگشتنماى اكفا و اقران ، ظهورش در زمان سلطان ابو سعيد چنگيزى بوده و مداح خواجه غياث الدّين محمد بن خواجه رشيد الدّين فضل اللّه همدانيست « 1 » كه عمارت جامع رشيدى « 2 » از آثار خير اوست ، و در مدح او قصايد غرّا دارد و در طرز شاعرى
--> ( 1 ) - در اصل : تبريزيست ( 2 ) - مقصود ربع رشيدى است